محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
128
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
كانت لكم براءة من أحد فقفوه حتى يحضره الموت ، فعند ذلك يقع حد البراءة ) اگر كار زشتى را از كسى ديديد ، در داورى شتاب نكنيد و از او بيزارى نجوييد ؛ بلكه صبر و بردبارى كنيد ، شايد كه تا پيش از مرگ توبه كند و خداوند گناهانش را ببخشد و جاى آنها ، پاداش برايش بنويسد . هجرت ( و الهجرة قائمة على حدها الأول ) هجرت در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واجب بود و امروز نيز چنين است و تا قيامت نيز چنين خواهد بود . حديث « هيچ هجرتى پس از فتح مكه نيست . » « 1 » در خصوص هجرت از مكه به مدينه است . ( ما كان للّه في أهل الأرض حاجة من مستسر الأمة و معلنها ) خداوند از جهانيان بىنياز است و هيچ حاجتى به فرمانبردارى ندارد و از نافرمانى هيچ كسى آسيبى نمىبيند . ( لا يقع اسم الهجرة على أحد إلا بمعرفة الحجة في الأرض ) در برخى از نسخههاى نهج البلاغه ، « إلا » در اين بند حذف شده است ؛ اما جمله بدون آن درست درنمىآيد . منظور از « الحجة في الأرض » كسى است كه خداوند ، وجود او را اتمام حجتى براى مقصران قرار مىدهد . او ممكن است ، امام معصوم يا عالمى پرهيزگار باشد و اتمام حجت در اصول و فروع صورت مىگيرد . دليل هجرت ممكن است يكى از دو دليل زير باشد : 1 - مسلمانى آشنا به احكام دينى از پايبندى به آنها ناتوان است ؛ زيرا در سرزمين كفر اقامت داشته و آزادى دينى ندارد . اصطلاحا به اين
--> ( 1 ) . « لا هجرة بعد الفتح . »